هر گاه نقش کبوتری را کشیدیدرختی برایش مهیّا کنتا لانه اش را روی آن بسازدنقش کوهی را که کشیدیبرفی نیز روی آن بباران و ببارانتا تنها نباشدنقش رودی را که کشیدیدو ماهی نیز در آن رها کنتا حوصله اش سر نرودنقش کودکی را که کشیدیکیفی پر از کتاب بر شانه هایش بیاویزتا تفنگ به دوش گرفتن را یاد نگیرددرخت خشکی را نیز که بریدیاز آن قلمی بسازنه قنداق تفنگ و قفستا پرنده هاآزرده نشوند و کوچ نکنند.
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
تاريخ: يکشنبه
1 مرداد
1402 ساعت: 13:38